ابراهيم اصلاح عربانى

543

كتاب گيلان ( فارسى )

نشسته‌ام . * مادر ! * از من راضى باش ، اگر دارم بگومگو مىكنم پدر ! * مرا ببخش . مگر در شما دو نفر ديوانه ، « آتشك » وجود داشت * من چقدر مىتوانم دروغ روى دروغ بگذارم ؟ در خانهء مردم * چراغ شما را روشن كنم مىخواهم اين را بگويم : * در پى اينهمه بزن‌وبگير كهنه تازه كردن مادر * حرص‌وجوش « كلاه تقى ، كلاه نقى كردن » * سگ‌دو زدن پدر اين‌در ، آن‌در زدن * بار سنگ بار سنگ * پس لااقل و دست‌كم چه شده است ذخيره‌هاى پنهانى مادرم * خسته‌ام * زله و دچار خطا و لغزشم خسته‌ام ، خدا بالاى سرم شاهد است * خسته‌ام نقطه روى نقطه مىگذارم شبانه‌روز * براى كلمه . و كلمه در كنار كلمه * كاغذم را سياه مىكنم من چقدر از گاو نداشته‌ام بگويم ، * ناحساب بگويم ! ناحساب بگويم ! * صبح ، پاورچين پاورچين دارد از شيشه به درون لانه‌ام سر مىكنند * هيچكس را از جان كندن من خبر نيست هيچكس . . . محمد ولى مظفرى كجيدى ( دامانى ) محمد ولى مظفرى كجيدى ( كوجيدى ) شاعر ، ترانه‌سرا و پژوهشگر فرهنگ و ادب عامهء گيلان ، به سال 1317 در دهكدهء كجيد تولد يافت . وى بعد از تحصيلات مقدماتى در مدرسهء علوم دينى پاى به ميدان زندگى و امرار معاش گذاشت و به مشاغل آزاد روى آورد . ولى مظفرى كه اغلب عمر او در مناطق : اسپيلى ، ديلمان ، نياول ، املش و لنگرود سپرى گرديد در شعر و شاعرى و پژوهش در زمينه‌هاى فرهنگ عاميانه استعداد زيادى داشت . ترانه‌هاى آهنگين او را ، خوانندگان هنرمند گيلان از جمله فريدون پوررضا ، بهمن يوسفى ، جواد شجاعىفرد ، و زنده‌ياد سيد على زيباكنارى اجراء كردند . « هيبت » ، « وسمار » و « آت‌مات » از جمله ترانه‌هاى فولكلوريك محمد ولى مظفرى مىباشند . اين شاعر مردم‌دوست و تلاشگر در ميدان زندگى يك بار ديگر در 40 سالگى به ادامه تحصيل پرداخت . وى با مطبوعات تهران و گيلان همكارى مداوم داشت و آثارش در مجله‌هاى توفيق ، فردوسى و دامون ( كه در اوايل انقلاب اسلامى در رشت منتشر مىشد ) چاپ گرديد . در تيرماه سال 1362 در يك تصادف اتومبيل ، زندگى را بدرود گفت . آثار ارزنده و قابل بررسى او از اين‌قرار است : 1 - « نوغاندار » ( منظومه‌اى به گويش مردم جنوب گيلان شرق : گالشى ديلمانى ، همراه با آوانويسى و معنى واژه‌ها ) ، 1358 . « پِوشِه ، پِوشِه ، دَر بيا ! » ( سوت‌سوتك ، سوت‌سوتك بيا بيرون ! ) منظومهء گيلكى به گويش مردم جنوب گيلان شرق ( شمام ) همراه با برگردان فارسى ، 1359 . چهار نوار صوتى از سروده‌هاى شاعر بندهايى از منظومهء بلند نوغاندار ( در اوزان نيمائى ) نوغُانْدارْ هوا سَرده * هيسَه‌مْ دامُانْ شَرَمْ دار چَكَلْ نِشتَه‌مْ * رفيقْ دارَمْ ولى تنهامْ اى سرما مِيانْ ، مو دِ بىپَامْ * نوغُانْدارَمْ هيسَه‌مْ دَامُانْ * ايرْ سَرْدَه ، دَموْر دَه‌ىِدِ كَلاچَ نىنَزَنَه پَرْ * نياىِ فرياد هيجَّا جى - فَقَط بُورانَ كَ دايَمْ * كَشَه وَزّه ، زَنَه سيلى مىگوشُانَ * خوداوندا ! * زَمين سرده - هوا سرده مىدَسْ سرده - مىپا سرده * مىديلْ غوصّه جى ، پُور درده مىديم وَشنايى جى ، زرده ! * مىدازْ كولَ - ه مىدَسْ خَسَّه‌ىِ